سه‌شنبه ۳۱ مارس ۲۰۰۹

اعلمی: کاندیدای اصلاح‏طلبی نمی‏بینم

دوشنبه، دهم فروردین‌ماه ۱۳۸۸ خورشیدی، یکی دیگر از برنامه‏های «روی خط زمانه» را در ارتباط با انتخابات ریاست جمهوری دوره‏ی دهم تهیه کرده‏ام.

این برنامه، گفت و ‏گویی با آقای اکبر اعلمی، نماینده‏ی مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی دوره‏ی ششم و نامزد این دوره از انتخابات ریاست جمهوری است.

اولین سوالم از آقای اعلمی این است که آیا این دوره از انتخابات ریاست جمهوری، ویژگی خاص یا تفاوتی با دوره‏های دیگر دارد؟

اگر قرار باشد انتخابات پیش‏رو هم با مختصات گذشته برگزار شود و انتخاب مردم تنها محدود به انتخاب افراد دلخواه هیأت حاکمه، یعنی اعضای دائمی و دست‏چین شده‏ی کلکسیون قدرت باشد، این انتخابات با انتخابات دیگر تفاوت چندانی ندارد و هرکس هم از میان این کلکسیون برگزیده شود، تفاوت آشکار و معناداری حاصل نخواهد شد.

با این وصف، تغییرات و تحولات بیرونی و خارج از مرزها‏ی ایران، خصوصاً در آمریکا، تن دادن به تحولات دلخواه مردم در داخل ایران را‌، به اعتقاد من، اجتناب‏ناپذیر کرده است.

به نظر می‏آید، شرایط آزادی‏ای که برشمردید، هنوز هم وجود ندارد. شما بر این اساس که فکر می‏کنید، الان رعایت رأی مردم اجتناب‏ناپذیر شده، خودتان را کاندیدا کرده‏اید؟

البته، اگر خاطرتان باشد، من دوره‏ی قبل هم کاندیدا شدم. اما خصلتی که معمولاً در انتخابات به‏کار می‏رود، مانع از این شد که بتوانم رسماً وارد میدان رقابت‏ها بشوم.

بر اساس همان تجربه، سوال کردم که ویژگی این دوره را در چه دیدید؟

ادامه‏ی وضعیت کنونی کشور را به‌هیچ‌‏وجه، به مصلحت نمی‏دانم و بر این باورم که تغییر وضع موجود، مستلزم به‏ قدرت رسیدن کسانی است که در ایجاد چنین شرایطی موثر نبوده‏اند و از توان، عزم و جسارت لازم برای انجام اصلاحات دل‏خواه مردم، برخوردار هستند.

احساس می‏کنم، با توجه به ایده‏هایی که دارم و با عنایت به انگیزه‏ای که دارم، اگر واقعاً مورد حمایت مردم قرار بگیرم و آن خصلت گذشته تکرار نشود، می‏توان وضعیت موجود را دگرگون کرد.

مسأله همین است. توانایی وجه دیگری هم دارد. خیلی‏ها معتقدند وقتی اهرم‏های قدرت حامی شما نباشند، نیروی پیش‏برد برنامه‏های خودتان را نخواهید داشت. مثلاً در مجلس ششم، شما برنامه‏هایی داشتید، انتقادهای جدی هم می‏کردید، ولی مجلس راه دیگری را می‏رفت.

در این سوال شما، مقداری تناقض می‏بینم. خودتان به موفقیت‏های من در مجلس، اشاره کردید.

گفتم، موفقیت نداشتید. مخالفت‏های جدی و منطقی هم می‏کردید، ولی حاصلی نداشت، معمولاً مجلس راه دیگری را می‏رفت.

به هر حال، کار مجلس و کار نمایندگی، کار نرم‏افزاری است. یک نماینده در چهارچوب وظایف قانونی خود می‏تواند عمل کند و تصور می‏کنم، من با حداقل امکانات و وظایف نمایندگی، توانستم حداکثر وظایفم را انجام بدهم.

اما آیا مطابق قانون اساسی اختیارات کافی برای پیش‏برد برنامه‏های‏تان خواهید داشت؟

تغییرات حداقلی داریم و تغییراتی حداکثری. قانون اساسی کنونی، مانع از تحقق تغییرات حداکثری است. ولی برای انجام اصلاحات و تغییرات حداقلی، در همین قانون ظرفیت‏هایی وجود دارد که افراد حقوق‏دان و آشنا به قانون، می‏توانند بدون دغدغه و البته، با دارا بودن انگیزه و جسارت لازم، این حداقل‏ها را به ‏اجرا دربیاورند و اگر هم نتوانند، حداکثر مطالبات و خواسته‏های مردم را جامه‏ی عمل بپوشانند، حداقل آن را محقق کنند.


آیا ستاد انتخاباتی‏تان را تشکیل داده‏اید؟

طبعاً کسی که وارد این صحنه می‏شود، مقدمات کار را هم فراهم می‏کند. از افرادی که می‏توانند در این ستاد موثر واقع شوند هم مدد خواسته‏ام.

اما، اشاره به دو نکته لازم است؛ کاندیداها در حال حاضر به دو گروه تقسیم می‏شوند. یک دسته مرکب از کسانی هستند که دارای شهرت هستند و شهرتشان هم مرهون قدرت و تریبون‏هایی است که از طریق مشارکت در قدرت، به‏دست آورده‏اند.

این دسته از نامزدها، دارای برقه و بارگاه و خدم و حشم هستند و به آسانی هم می‏توانند در سراسر کشور ستاد دایر کنند. اما گروه دوم که من هم جزو آن‏ها هستم، کسانی هستند که به دلیل حفظ استقلال و عدم سرسپردگی‏شان در برابر اشخاص حقیقی و حقوقی، به آن‏ها به دیده‏ی غیرخودی نگریسته می‏شود.

طبعاً این افراد از یک ده‏هزارم امکانات کاندیداهای دلخواه هیأت حاکمه و جریانات انحصارطلب سیاسی برخوردار نیستند. به همین خاطر، به آسانی، مانند دسته‏ی اول نمی‏توانند ستادهای تبلیغاتی خود را به‏راه بیاندازند و آن را تکمیل کنند.

پس مشکل تبلیغات و معرفی خود به مردم را چگونه حل خواهید کرد؟

سعی می‏کنم از همه‏ی روزنه‏ها و منافذی که وجود دارد و علی‏رغم همه‏ی خست‏هایی که بعضی از رسانه‏های داخلی و خارجی به‏خرج می‏دهند، استفاده کنم و پیامم را به مردم برسانم.

خوشبختانه، پشتوانه‏ای نسبتاً قوی دارم که حاصل همان زحماتی است که در مجلس کشیدم و بخش قابل توجهی از مردم، مرا می‏شناسند. به خصوص، در آذربایجان.

آیا حساب ویژه‏ای روی مردم آذربایجان باز کرده‏اید؟

به هر حال، یک واقعیت است. ولی اگر شناخت مردم را نسبت به من، محدود به مردم آذربایجان بکنید، فکر می‏کنم در حقم جفا شده است. ولی اگر موضع‏گیری‏هایم را در مجلس تعقیب می‏کردید، همواره سعی می‏کردم به عنوان نماینده‏ای ملی ظاهر شوم.

در ایران، مسأله‏ای به نام قومیت‏ها داریم (القاب دیگری هم برای آن گفته می‏شود که موضوع این بحث ما نیست). اما آیا شما برنامه‏ی ویژه‏ای برای این مسأله دارید؟

قانون اساسی برای اقوام مختلف ایرانی جایگاه و احترام خاصی را قائل شده است. می‏توان برحفظ یک‏پارچگی ایران، وحدت و انسجام ملی و منافع ملی تأکید کرد، و در عین حال به حقوق اقوام مختلف و زبان، فرهنگ، فولکلور و ادبیات آن‏ها احترام گذاشت.

با توجه به این واقعیت و با اعتقاد به این نکته، سعی خواهم کرد خواسته‏های مردم آذربایجان و سایر اقوام ایرانی را در کنار مطالبات دیگر مردم، ملحوظ نظر قرار بدهم.

برگردیم به تمام ایران؛ در صورتی که در انتخابات موفق شوید، مهم‏‏ترین اقدام اقتصادی‏تان چه خواهد بود؟

با توجه به این‌که دانش‌‏آموخته‏ی حقوق اقتصاد هستم، هشت سال قانون‏گذاری کردم و عضو مهم‏ترین کمیسیون مجلس، یعنی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی بودم، اگر بیشتر از سایر کاندیداها برنامه‏ی عملیاتی نداشته باشم، کم‏تر نیست.

ولی مسأله‏ی مهمی که در اقتصاد باید ملحوظ نظر قرار بگیرد، این است که عدالت باید مراعات شود و ریشه‏ی فساد در عرصه‏ی اقتصاد و سیاست از بیخ و بن کنده شود.

برنامه‏ی اقتصادی مشخص‏تان را نمی‏خواهید بگویید؟

از آن‏جا که در کشور ما قانون کپی‏رایت رعایت نمی‏شود و از انتخابات گذشته‏ی ریاست جمهوری هم تجربه‏ی خوبی ندارم، فعلاً از گفتن برنامه‏های اقتصادی خودم معذور هستم. زیرا وقتی برنامه‏ای را اعلام می‏کنیم، بلافاصله دیگران از آن اقتباس می‏کنند.

اما می‏توانم بگویم که عاجل‏ترین اقدام سیاسی‏ام معطوف به ایجاد فضایی است که مردم بتوانند آزادنه در آن نفس بکشند و به نقد قدرت بپردازند.

پس، سوال مشخص اقتصادی می‏کنم. میزان مشارکت دولت در اقتصاد را چگونه می‏بینید؟

بخش قابل توجهی از اقتصاد ما چون متکی به نفت است و درآمدهای نفتی هم در اختیار دولت است، می‏توان گفت که حدود هفتاد تا هشتاد درصد اقتصاد ما با تکیه بر خواست و اراده‏ی دولت اداره می‏شود.

آیا باید این روند ادامه پیدا کند؟

وقتی کسی معتقد است که فضای سیاسی باید بازتر شود، با توجه به این‌که توسعه‏ی سیاسی در گرو توسعه‏ی اقتصادی است و توسعه‏ی اقتصادی هم در گرو توسعه‏ی سیاسی است و باید توسعه‏ی فراگیری درنظر گرفته شود، باید سعی کرد مردم را بیش از گذشته، در عرصه‏های مختلف دخالت داد.

مع‏الوصف، در قالب شعار خیلی حرف‏ها می‏توانیم بزنیم. ولی محدودیت‏های قانونی داریم و یکی از محدودیت‏های ما همان اصل چهل و چهار قانون اساسی است که باید رعایت شود. خصوصاً با توجه به تفسیر جدید این اصل که به اعتقاد من، مغایر با روح قانون اساسی است، این محدودیت‏ها در پیش‏ روی رییس‏جمهور آینده هست.

آیا این امکان را می‏بینید که با یکی از نامزدها، قبل از انتخابات، به ائتلافی برسید؟

علی‏رغم همه‏ی احترامی که برای کاندیداهای شناخته شده که همه‏ی تریبون‏ها هم در اختیار آن‏ها است قائل هستم، اما همه‏ی کاندیداهای مقطع فعلی را در یک سطح و اندازه می‏بینم و معتقد هستم با به‏قدرت رسیدن هر یک از آن‏ها، تغییری در روند موجود حاصل نمی‏شود.

بنابراین، تاکنون کاندیدایی را که قادر به تحقق حداقل خواسته‏های سرکوب شده‏ی ملت باشد، در این عرصه نمی‏بینم تا محرک ائتلاف احتمالی باشد.

برخی تحلیل‏گران سیاسی معتقدند، حکومت برای این‌که اصلاح‏طلبان به قدرت نرسند، خواهان تکثر میان آنان است و از این بابت، ممکن است صلاحیت کاندیداهایی نظیر شما را که می‏توانند چند میلیون رأی را جابجا کنند، برخلاف دوره‏های گذشته، تائید کنند. احتمال چنین برخوردی را می‏بینید؟

اولاً، دوستانی که این‏گونه اظهار نظر می‏کنند، همان افرادی هستند که دور و بر کلکسیون قدرت‏اند. سی سال است که به عناوین مختلف شعار می‏دهند و هفت هشت سالی هم هست که از تابلوی اصلاحات دارند استفاده می‏کنند.

شما کاندیدایی که واقعاً اصلاح‏طلب باشد، نشان بدهید تا ما هم بگوییم، ممکن است این دغدغه برای شورای نگهبان به‏وجود بیاید که اگر این کاندیدای اصلاح‏طلب وارد میدان رقابت‏ها بشود، احتمال دارد رأی مردم را داشته باشد و به همین خاطر هم متوسل به این بشود که تعداد کاندیداهای اصلاح‏طلب را بالا ببرد.

در شرایط فعلی، من هیچ کاندیدای اصلاح‏طلبی را در صحنه‏ی انتخابات نمی‏بینم. اگر هم چنین باشد، انتخابات بستر و ساز و کاری است برای این‌که افراد بیایند، دیدگاه‏های خود را به مردم عرضه کنند، برنامه‏های خود را با مردم در میان بگذارند و این مردم هستند که با استفاده از حق انتخاب کردنشان مشخص می‏کنند چه کسی صلاحیت پوشیدن لباس ریاست جمهوری را بر تن دارد.

اگر به آن‏جا رسیدیم، طبیعتاً هرکس در بین مردم از مقبولیت بالاتری برخوردار باشد، دیگری باید به نفع او کنار بکشد.

مریم محمدی

0 نظرات:

ارسال يک نظر